محمد ابراهيمى وركيانى

120

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

قريش نتيجه‌اى جز شكست به‌دنبال ندارد ؛ چراكه قريش همواره در جنگ پيروز بوده و در اين صحنه نيز ممتازترين شخصيت‌هاى سياسى و نظامى خود را همراه دارد . در اين ميان انصار ، يعنى مردم مدينه آمادگى كامل خويش را براى جنگ اعلام داشتند . سعد بن معاذ ، يكى از سران و نقيبان قبيلهء اوس اظهار داشت كه گويا ما مردم مدينه مخاطب شما در اين شورا هستيم ؟ پيامبر ( ص ) پاسخ داد : آرى . سعد ادامه داد : ما به تو ايمان آورده و گواهى داده‌ايم كه هر آنچه ازجانب خدا آورده‌اى ، حق است . بنابراين ما هيچ‌گاه همانند بنىاسرائيل در خطاب به موسى ( ع ) نخواهيم گفت كه تو با خدايت وارد جنگ با دشمنان باش و ما نيز همراه تو خواهيم بود و با آنها مىجنگيم . به خدا قسم اگر تو وارد دريا شوى كه نتيجه‌اى جز غرق شدن نداشته باشد ، ما نيز وارد دريا خواهيم شد و از نابودى نمىهراسيم . پيامبراكرم از پاسخ قاطع سعد - به نمايندگى از انصار - شاد گرديد و آمادهء پيكار با مردم مكه شد . سپس درحالىكه رو به‌جانب آسمان داشت ، فرمود : خداوندا ! تو خود شاهدى كه اين قريش است كه متكبرانه با تو و پيامبرت در صدد جنگ است . خداوندا ! آن پيروزى را كه به من وعده داده‌اى ، عطا فرما و آنان را نابود ساز . « 1 » تلاش جدى پاره‌اى از رجال قريش براى جلوگيرى از جنگ موضع دفاعى پيامبر و تقاضاى او براى عدم‌درگيرى با قريش روشن بود . ازاين‌رو ، بسيارى از سران قريش نيز تمايل داشتند به‌نوعى با پيامبر و مردم مدينه كنار آيند و حداقل دست خود را به خون پيامبر و ديگر مهاجران - كه بيشترشان از بستگان قريش بودند - نيالايند . اما آنها در برابر فتنه‌انگيزى ابوجهل كه حاضر نبود اين فرصت طلايى را از دست دهد ، به‌شدت با مشكل روبه‌رو بودند . ازآن‌رو كه ابوجهل كشته شدن عمرو بن حضرمى را بهانه قرار داده بود ، حكيم بن حزام براى حل اين مشكل از عتبه بن ربيعه خواست تا خون‌بهاى عمرو و خسارت مالى قريش را متعهد شود و به درگيرى پايان دهد . عتبه نيز آمادگى خويش را اعلام نمود و

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 61 ؛ ابن‌هشام ، السيرة النبوية ، ج 2 ، ص 190 ؛ ابن‌اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 531 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 329 .